.jpg)
افرا
نمایشی از استاد بهرام بیضایی
با بازیهای مژده شمسایی، مرضیه برومند، افشین هاشمی، رحیم نوروزی، هدایتی و …
تالار وحدت – هر شب ساعت 6
افرا طبق معمول آثار بیضایی به مسائل و مشکلات زنان در جامعه ما می پردازد. خانواده ای فقیر ، خانم شازده ای باقی مانده از خانواده ای اصل و نسب دار و محله ای که باید همه چیز خود را مدیون گذشتگان این خانواده قجری باشد.
همانطور که از استاد میشود انتظار داشت با نمایشنامه ای زیبا، بازیهای دلچسب و اجرایی فوق العاده روبرو هستیم. روایت خاص خود بیضایی که ویژگی های ناب آن تماشاچی مشتاق را به وجد می آورد.(به قول مقداد به جز چند جای خاص بقیه گفتگو ها مونولوگ هستند حتی وقتی بازیگران روبروی هم بودند)
طراحی صحنه با تخته هایی چرخ دار که دائما از پشت صحنه رد می شوند یکی از ویژگی های جالب توجه این اثر بود.
اما داستان بعد از اتمام نمایش و داخل ماشین تازه شروع شد. وقتی ما تماشاگران جوان بر سر کلیشه ای بودن نمایش افرا مباحثه ای کوچک رو تجربه کردیم. هامان معتقد بود که داستان افرا نخ نماست و حاوی پیام خاصی نیست. یکی از مشکلات ان را هم (که تا حدی با او موافقم) بخش پایانی اثر میدانست و معتقد بود که کار باید زودتر به پایان می رسید و لرومی به نوشتن یک هپی اند برای آن نبود.
جدا از تمام بحث هایی که در ماشین شد و حرفهایی که رد و بدل شد که دیگه حوصله تکرارش رو ندارم ، وقتی خونه رسیدیم مقداد حرف جالبی زد که فقط اون رو نقل می کنم:
فیلم آخرین خنده (1924) اثر کارگردان آلمانی مورنائو ، زندگی دربانی را روایت می کند که طی حوادثی زندگی روی بدش را به او نشان می دهد. مورنائو پس از اینکه حرفهای خود را به زیبایی بیان می کند در اواخر فیلم می گوید این زندگی واقعی بود. اما دل نویسنده برای شخصیت فیلم سوخت و یک پایان خوب هم برای او نوشت. در دقایق پایانی فیلم شاهدیم که دربان بدبخت با به ارث بردن ثروت کلانی در رفاه کامل به سر می برد و …
به نظرم حرف مقداد درست اومد. حرف بیضایی همان حرف نویسنده در انتهای نمایش است وقتی می گوید که نمایش تمام شده اما به دلایلی پایان تلخ به مزاج خیلی ها خوش نمی آید پس باید شخصیت جدیدی را وارد کرد. در واقع این کار بیضایی بر خلاف حرف هامان نه تنها باعث نخ نمایی اثر نشد که در واقع طعنه ای زیبا بود به تمام آثار دارای پایان خوش و همچنین اجتنابی هوشمندانه از نمایش تلخی (که این روزها مد روشنفکری شده است)
جامانده ها:
تپق بیش از حد بازیگران اعصاب خرد کن بود
چه حالی میده دیدن اثری از بیضایی بعد از چند سال … اونم اجرای اول
افشین هاشمی رو اولین بار با سریال نیمکت ، رحمانیان شناختم . بازیگریست بس قابل (بهش نگین ها)