
پنجمین دوره جشن تصویر سال در خانه هنرمندان داره به روزهای آخرش میرسه. توی این چند روزه که تهران اومدم فرصت رو مناسب دیدم که یه سری بزنم و خلاصه حالی به حولی …
نمایشگاه عکس توی سالن در سه طبقه خانه هنرمندان به تنهایی می تونست ساعتی از وقت آدم رو بگیره … عکسهای ورزشی این یه ساله، عکسهای سینمایی،صحنه هایی از تئاترهایی که بعضی از اونها برای خود من خاطره انگیز بود، کوارتت، خانواده تت، آنتیگونه در نیویورک و … پورتره هایی از هنرمندانی چون بیضایی، شکیبایی، شجریان و … عکسهای خبری و …

اما هدف اصلی من حمله به سالن بتهوون بود که هر روز در سه سانس اقدام به پخش فیلمهایی میکنه که مجال زیادی برای پخش و دیده شدن ندارند.در اینجا خلاصه ای از آنچه دیدم و جالب بود تا اونجایی که یادمه براتون میگم , خوب گوش کنید بچه ها… یکی بود یکی نبود:
سانس اول:
فیلم اول پیله نام داشت که چیز خاصی نبود، چسبیدن به یه سری خرافات و …
فیلم دوم میان دو ساحل ، اثری از حامد صحیحی. نکته جالب توجه داستان علمی و تخیلی فیلم بود که درسینمای کم تجهیزات ایران بسیار جالب بود. دنیا را سیل و طوفان و باران های مستمر فرا گرفته و این باران ها به دنبال خود جزام آبی را به همراه می آورند که مرگ و میر فراوانی را به دنبال دارد. سرانجام دانشمندان هندی موفق به کشف دارویی می شوند . این دارو باعث نجات مردم می شود اما بعد از مدتی عوارض آن شروع میشود…
نکته مثبت فیلم دو سکانس پلان شاهکار بود که ایده معرکه و پرداخت زیبا و عالی داشت.
یادمان باشد…اثر پژمان نجات تیموری فیلمی در مورد یه پسر 13 ساله ای که در 33 پل اصفهان روی تکه های چوب خطاطی می کند و می فروشد…
فیلمی در مورد ورود قهرمان اسکواچ دنیا به ایران و بازی با تیم ملی اسکواچ ایران و بردن همه آنها در یک روز… بازگویی مشکلات و … بدک نبود.
سانس دوم:
این سانس به گروهی از فیلمهای کامران شیردل تخصیص داشت. ابتدا سیف الله صمدیان به سالن اومد و خلاصه ای از استاد سینما مستند داستانی ایران ارائه داد. جالبه که بدونین شیردل در ایتالیا معماری خونده و بعد از دیدن فیلمهای از نفس افتاده و ماجرا تصمیم گرفته فیلمساز و معروف گردد.
زندان زنان، فیلمی مستند در مورد زنان زندانی و شرایط اونها و … بیشتر یه چیز تبلیغاتی بود.
تهران … پایتخت ایران است و قلعه دو فیلم ناتمام که جلوی ساخت اونها گرفته شده بود و بعد از انقلاب با همان برداشت های قدیمی تدوین شده بودند. فیلمهایی شدیدا سیاه که حکومت پهلوی را به باد انتقاد گرفته بودند (اگه در اون زمان جلوی سخت چنین فیلمی گرفته میشد عوضش الان اگه کارگردانی حتی فکر ساخت چنین فیلمی را بکند کارش به زندان اوین می کشد). فیلمها به نقد جامعه پرداخته بود و مخصوصا اولی به خوبی از پس این کار برآمده بود.
اون شب که بارون اومد که به گفته صمدیان جز ده فیلم برتر تاریخ سینما (فیلم کوتاه) جهان است واقعا یه فیلم تاثیرگذار و کامل به تمام معنی بود. داستان فداکاری یه پسربچه روستای لاملنگ از گرگان که پس از فهمیدن اینکه خط ریل نابود شده جلوی قطار را میگیرد. باید دید … قابل گفتن نیست…اما فیلم فوق العاده است.
سانس سوم:
نمایش فیلم 16 دقیقه ای : با ده نمکی در کن ساخته خود سیف الله صمدیان.
فیلمی که به نوعی دوئل تصویری این دو نفر در کن بود و با اینکه کوتاه و معمولی بود اما ایده ها و دیالوگ های خوبی داشت. در جایی صمدیان به ده نمکی میگوید:
- چرا اومدی کن؟
- که در مورد عشق سینمایی ها فیلم بسازم
- خودت عشق سینمایی یا سینما عشقته؟
- هیچکدوم
- نه جدی چرا اومدی؟
- اولش رو که دیدم…میخواستم ببینم آخرش چطوریه. یعنی کن اینه که همه خودشون رو می کشن که به اینجا برسن؟
- می دونی مخملباف وقتی سال 1995 برای فیلم سلام سینما اینجا اومد در مورد کن چی گفت؟
- چی گفت؟
- گفت کن بیخ سینماست.
- پس من تا دمش میرم اما تا بیخ نه (اشاره به دیالوگی از اخراجی ها)
در انتها فیلم اخراج اخراجی ها (پشت صحنه اخراجی ها) پخش شد . دیدن پشت صحنه پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما ایران بسیار دیدنی بود… انگار نه انگار فیلمی در حال ساخت بود…همه در حال خندیدن به مسخره بازیهای اکبرعبدی بودند…
بعد نوبت به روی سن اومدن عوامل این فیلم (ده نمکی، مجید سوزوکی، شریفی نیا و جواد هاشمی) رسید که من اومدن از سالن بیرون .
روز (به قول سختگیر فرهنگی) خوبی بود.
ممنون از الهام که وجود این جشن رو به اطلاع من رسوند.
